به دلیل اهمیت خودکارآمدی پرسنل آموزشی مدرسه در افزایش بازده یادگیری دانش‌آموزان، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی بین خودکارآمدی مدیران، خودکارآمدی شخصی و جمعی معلمان مدارس ابتدایی انجام شد. همچنین ثبات و روایی عاملی ابزارهای به کار رفته در پژوهش، نیز مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش توصیفی- همبستگی، 58 مدیر و 290 معلم از 58 مدرسه‌ی ابتدایی شهر گناباد و تعدادی از روستاهای حومه، انتخاب شدند. برای انتخاب مدیران، تمام جامعه‌ی مدیران ابتدایی شهر و حومه (به روش سرشماری) و برای نمونه-ی معلمان، روش نمونه‌گیری طبقه‌ای مورد استفاده قرار گرفته بود. مدیران مدارس، مقیاس حس کارآمدی مدیر شان-موران و گریس (2004) و معلمان شرکت کننده، مقیاس‌های حس کارآمدی معلم شان- موران و ولفلک هوی (2001) و باور کارآمدی جمعی معلم شان- موران و بار (2004) را تکمیل کرده بودند. استفاده از روش آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی به روش مولفه‌های اصلی نشان داد ابزارهای به کار رفته در پژوهش از ثبات بالایی برخوردار بوده و همگی ساختاری یک عاملی دارند. استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مشخص نمود خودکارآمدی جمعی معلم با خودکارآمدی شخصی وی ارتباط قوی و معناداری دارد (0/01>p و 0/68=r) و با خودکارآمدی مدیر مرتبط است (0/05>p و 0/33=r). در این پژوهش مشخص شد خودکارآمدی مدیر با خودکارآمدی شخصی معلم مرتبط نبوده و پیش‌بین آن نیز به شمار نمی‌رود اما خودکارآمدی جمعی معلم، پیش-بینی کننده‌ی مثبت و معناداری (0/05>p و 0/75=β) برای خودکارآمدی شخصی وی است. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده‌ی نقش کارآمدی جمعی معلمان در ارتقای کارآمدی شخصی آنان بوده و لزوم توجه به فعالیت-های مشارکتی در بین پرسنل آموزشی را نمایان می‌سازد. همچنین نتایج، گویای آن است که مقیاس‌های به کار رفته در پژوهش، مشابه با کشورهای توسعه یافته، در ایران نیز از ثبات بالایی برخوردار هستند اما ساختار عاملی متفاوتی با این کشورها دارند.
کد نوشتار : 194075