پژوهش حاضر به شناسایی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر روی مهارت حل مسأله و خلاقیت دانش آموزان پایه سوم دوره راهنمایی شهر همدان در سال تحصیلی 90-1389 با استفاده از روش نیمه آزمایشی با طرح گروه کنترل نابرابر پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر و دختر پایه سوم دوره راهنمایی شهر همدان تشکیل می دادند که از بین آنان به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای دانش آموزان چهار کلاس درس، 95 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین گردیدند. آن گاه پرسشنامه حل مسأله هپنر و اندرسون و پرسشنامه خلاقیت عابدی برای هر دو گروه آزمایش و کنترل پسران و دختران به صورت پیش‌آزمون اجرا شد. سپس آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه دو ساعته در زمینه آموزش فلسفه برای کودکان آموزش دیدند. در ادامه از هر دو گروه به وسیله پرسشنامه های مذکور پس‌آزمون به عمل آمد. آنگاه داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون تحلیل کواریانس و با به کارگیری نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.نتایج بیانگر آن است که آموزش فلسفه برای کودکان موجب بهبود مهارت حل مسأله و همچنین خلاقیت دانش آموزان می شود و بین آموزش فلسفه و جنسیت بر روی مهارت حل مسأله وخلاقیت دانش آموزان اثر متقابل وجود دارد. از این رو می توان گفت تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر روی مهارت حل مسأله و خلاقیت دانش آموزان پسر و دختر متفاوت است. به گونه ای که آموزش فلسفه برای کودکان در خصوص دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر موجب بهبود مهارت حل مسأله و خلاقیت آنان شده است. بنابراین می توان نتیجه گیری نمود با آموزش فلسفه برای کودکان می توان توانایی تفکر و مهارت های استدلال دانش آموزان را ارتقاء بخشید و بدینوسیله موجبات بهبود مهارت حل مسأله و خلاقیت دانش آموزان را فراهم ساخت.
کد نوشتار : 170261