در مطالعات تجربي پيرامون ساختار صنايع و بازارها براي قضاوت راجع به درجه رقابت و انحصار در هر بازار، معمولاً از مفهوم تمرکز استفاده مي شود. بسياري از محققين به کمک اندازه تمرکز، راجع به قدرت انحصاري هر بازار قضاوت مي نمايند. هدف اصلي در اين پژوهش بررسي ساختار بازار از طريق محاسبه ي تمرکز در صنعت فولاد ايران مي باشد. تحليل تمرکز بازار زمينه مناسب براي درک بهتر ارتباط عناصر ساختي و عملکردي بازار را فراهم مي کند و با بررسي بازارها از اين ديدگاه بهتر مي توان علل بروز رفتارهاي رقابتي و يا غير رقابتي را تشخيص داد. ازطرف ديگر بررسي ار تباط ساختار و عملکرد بازار و همچنين محاسبه هزينه هاي اجتماعي ناشي از انحصار جز با مطالعه و بررسي ساختار بازار از طريق اندازه گيري تمرکز ممکن نيست. با توجه به اينکه صنعت فولاد ايران يکي از صنايع مادر و اشتغال زا است، لذا لزوم گسترش اين صنعت از طريق بخش خصوصي و حرکت به سمت رقابتي کردن اين صنعت نسبت به ديگر صنايع به طور محسوسي احساس مي شود. از اين رو محاسبه تمرکز به عنوان معياري جهت نشان دادن ساختار بازار از طريق شاخص هاي موجود، مي تواند علاوه بر نشان دادن وضعيت کنوني ساختار توليد محصولات اين صنعت، سياست هاي دولت مردان را مبني بر رقابتي کردن و حذف انحصارات در اين صنعت را به خوبي تحليل و بررسي نمايد. در اين پژوهش از دو روش پارامتريک که شامل شاخص هاي نمايي، پارتو و لگ نرمال است و ناپارامتريک که شامل شاخص هاي نسبت تمرکز n بنگاه و هيرشمن – هرفيندال است جهت بررسي ساختار بازار و محاسبه تمرکز استفاده شده است. در گروه شاخص هاي پارامتريک، شاخص لگ نرمال از برازش بهتري نسبت به دو شاخص ديگر برخوردار است و در گروه شاخص هاي ناپارامتريک، شاخص هيرشمن – هرفيندال نسبت به ديگر شاخص ها وضعيت تمرکز را در بازار بهتر نشان مي دهد. محاسبات بر اساس شاخص هاي پارامتريک نشان مي دهد که شاخص لگ نرمال به عنوان شاخص برتر در اين گروه طي سال هاي 1389 – 1383 عددي بين 0/4 تا 0/5 را نشان مي دهد که نشان گر وضعيت انحصارچندجانبه در اين صنعت است. نتايج به دست آمده از محاسبات بر اساس شاخص هيرشمن – هرفيندال در گروه شاخص هاي ناپامتريک نشان مي دهد که در بخش توليد فولاد خام عدد اين شاخص از 3037 در سال 1383 به 2509 در سال 1389 رسيده است که نشان از کاهش تمرکز در اين بخش توليدي است. در بخش توليد محصولات فولادي عدد شاخص از 2504 در سال 1383 به 1350 در سال 1389 رسيده است که در اين بخش هم کاهش تمرکز طي سال مورد بحث صورت گرفته است. شاخص هيرشمن – هرفيندال در بخش توليد فولاد خام تمرکز شديد و در بخش توليد محصولاد فولادي تمرکز ملايم را نشان مي دهد. هر دو گروه شاخص ها هماهنگي خوبي را در نتيجه محاسبات نشان مي دهند و مي توانند به خوبي ساختار بازار را مشخص نمايند. از اين ميان، شاخص هاي ناپارامتريک روند کاهش يا افزايش تمرکز را نسبت به شاخص هاي پارامتريک بهتر نشان مي دهند. به نظر مي رسد علي رغم کاهش تمرکز طي سال هاي اخير هنوز ساختار بازار با شرايط رقابتي فاصله ي زيادي دارد و برنامه هاي دولت مبني بر انحصار زدايي در صنعت فولاد که مي بايست از طريق طرح هاي توسعه صنعت فولاد انجام مي گرفت؛ طي سال هاي گذشته با موفقيت کامل همراه نبوده است.
کد نوشتار : 197855