عنوان این پژوهش عبارت است از" مقایسه انگیزش پیشرفت کارکنان شاغل به تحصیل با کارکنان غیر شاغل به تحصیل در دانشگاه پیام نور". همچنین اهداف این پژوهش عبارتند از: مقایسۀ مسؤولیت‏پذیری، رقابت‏جویی، سخت‏کوشی و هدف‏مداری کارکنان شاغل به تحصیل با کارکنان غیر شاغل به تحصیل. فرض اصلي پژوهش عبارت است از: بین انگیزش پیشرفت در کارکنان شاغل به تحصیل در دانشگاه پیام نور با انگیزش پیشرفت کارکنان غیر شاغل به تحصیل در این دانشگاه تفاوت معنی‏داری وجود دارد. فرض‏های جزئی عبارتند از: بین مسؤولیت‏پذیری، رقابت‏جویی، سخت‏کوشی و هدف‏مداری کارکنان شاغل به تحصیل کارکنان غیر شاغل به تحصیل تفاوت معنی‏داری وجود دارد. روش این پژوهش توصیفی به شیوه پیمایشی می‏باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارمندان رسمی، پیمانی و قراردادی سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور در سال 1389 تشکیل می‏دهند که تعداد آن‏ها 969 می‏باشد که از این تعداد 423 نفر زن و545 نفرمرد می‏باشند. حجم نمونه آماری بر اساس جدول مورگان مجموعاً 274 نفر(از هر گروه 137) نفر می‏‏باشد که در این پژوهش از هر گروه 150 نفر انتخاب شدند. ابزارجمع آوری اطلاعات نیز، پرسشنامۀ استاندارد شده رنجبریان (1381) است. روایی آن با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون 0/84 و پایایی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مطابق گزارش وی 0/87 می باشد كه نشان دهنده پايايي قابل قبول و بالايي مي‏باشد. برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه‏ها میان کارمندان از هر دو گروه شاغل به تحصیل و غیر شاغل به تحصیل توزیع گردید. نمونه‏گیری به صورت تصادفی ساده انجام گردید. در این پژوهش جهت تحلیل داده‏ها از آمارتوصیفی و آمار استنباطی استفاده می‏شود. متغیرهای سن، جنسیت، سابقه کار، میزان تحصیلات و وضعیت تاهل از متغیرهای شخصی ای هستند که در ارتباط با سایر متغیرها مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور آزمون فرضیه‏ها از آزمونT برای دو جامعه مستقل استفاده شده است.نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بین انگیزش پیشرفت، مسؤولیت‏پذیری، رقابت‏جویی‏، سخت‏کوشی و هدف مداری کارکنان شاغل به تحصیل در دانشگاه پیام نور با کارکنان غیر‏شاغل به تحصیل در این دانشگاه تفاوت معنی‏داری وجود دارد.
کد نوشتار : 170354