این پژوهش با هدف بررسی جایگاه تفکر انتقادی در برنامه ی درسی تاریخ معاصر ایران در مقطع متوسطه انجام شده است. برای انتخاب مولفه های تفکر انتقادی از روش توصیفی و برای تجزیه و تحلیل برنامه ی درسی تاریخ معاصر ایران از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش، برنامه ی درسی تاریخ معاصر ایران بوده که بدلیل محدود بودن جامعه ی آماری، نمونه ی آماری نیز همان جامعه ی آماری می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، سیاهه ی تحلیل محتوای اهداف مصوب و سیاهه ی تحلیل محتوای کتاب درسیِ تاریخ معاصر ایران بوده که بر اساس مبانی نظری تهیه و روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی تایید شده است. واحد تحلیل نیز جملات مندرج در متن اهداف مصوب و کتاب درسی بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در مجموع در برنامه ی درسی تاریخ معاصر ایران 95/34 درصد جمله ها با تفکر انتقادی ارتباط داشته که از این میزان 15/22 درصد به بعد شناختی، 07/7 درصد به بعد عاطفی و 73/5 درصد به بعد عملکردی اختصاص دارد. نتایج یافته ها حاکی از آن است که میزان توجه به تفکر انتقادی در اهداف مصوب بیشتر از محتوای کتاب درسی می باشد، اما درصد توزیع مولفه های تفکر انتقادی هم در اهداف مصوب و هم در محتوای کتاب درسی تناسب نداشته است، همچنین میزان توجه به بعد شناختی، حدود سه برابرِ میزان توجه به بعد عاطفی و بعد عملکردی بوده که این وضعیت متناسب با آموزش تفکر انتقادی نمی باشد.
کد نوشتار : 152160