تابو به عنوان يك بر ساخته‌ي اجتماعي و فرهنگي داراي ابعاد مختلفي است كه از سويي ترس ها و هراس هاي ناخودآگاه و از سويي اميال و غرايز پنهان افراد يك اجتماع را نشان مي‌دهد. هدف اصلي اين رساله استفاده از پتانسيل‌هاي بي شمار متون داستاني به عنوان يکي از انواع ادبي در به دست آوردن نتايج کاربردي و سودمندي است که ارزش‌هاي جامعه شناختي و روانشناختي داشته باشند. ادبيات هر ملت، نشان دهنده‌ي فرهنگ و تاريخ اجتماعي آن ملت است و در اين ميان متون داستاني از آنجا که نشان دهنده‌ي واقعيات و ذهنيات فردي و تجربيات شخصي هستند و جامعه‌ي سانسور نشده‌ي هر دوره را نشان مي‌دهند، براي کاوش‌هاي جامعه‌شناختي و روانشناختي بسيار غني و پربارند.‏ تابو‌ها از جمله مفاهيم مردمشناسانه‌اي هستند که درآينه‌ي ادبيات به خوبي منعکس شده‌اند و مي‌توان از منظر متون ادبي آن‌ها را شناخت و بررسي کرد. در اين رساله تئوري‌ها و نظرات مختلف مربوط به تعريف و دسته‌بندي تابو‌ها جمع آوري و پس از مرحله‌ي شناخت و تعريف تابو، مصاديق عيني و امروزي آن‌ها در جامعه‌ي ايران معرفي شده‌اند. مصاديق تابو‌ها در جامعه‌ي ايراني در حدود 300 اثر نوشته شده از زنان و مردان نويسنده‌ي معاصر ايراني بررسي و پيگيري شده‌اند. از مقايسه و ملاحظه‌ي اين تابو‌ها نتايج جالبي به دست آمده است که ارزش‌هاي کاربردي فراواني هم به لحاظ تفاوت‌هاي ادبي نويسندگي در زنان و مردان وهم به لحاظ تحليل‌هاي جامعه‌شناسي و روانشناسي دارند.‏نحوه‌ي برخورد زنان و مردان نويسنده با تابو‌ها در آثارشان و تاثير جنسيت در تابوشکني و انعکاس آن در داستان‌ها نشان مي‌دهد که هويت فردي مستقل و جديدي از زنان و مردان ايراني و مطالبات آن‌ها، چهره‌ي جديد و متفاوتي از هويت جامعه‌ي ايراني و ترس‌ها و غرايز پنهان نسل‌هاي معاصر در پس نقاب ادبيات نهفته است که با وجود خود سانسوري‌هاي زنانه و بي پروايي‌هاي مردانه، بازهم مشهود است واين رساله از آن‌ها رونمايي کرده است.
کد نوشتار : 149989