مدت هاست که در نظام آموزشی برروشهای مشارکتی تاکید می شود حال اینکه معلمان با تکیه بر روش های سنتی ، به ویژه سخنرانی ، شاگردان را به حفظ و تکرار مفاهیم علمی ترغیب می کنند و علی رغم این که در محافل علمی و تربیتی و حتی اجرایی صحبت از فعال بودن شاگرد ، رشد فکری و آزاد اندیشی می شود، عملاً چنین نظرگاه هایی جنبة عملی نیافته اند. با توجه به این نکته هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر رویکرد یادگیری مشارکتی در مقایسه با روش سنتی در پیشرفت تحصیلی و مهارتهای اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی می باشد. برای همین منظور چهار کلاس(دو کلاس به عنوان گروه کنترل و دو کلاس به عنوان گروه آزمایش) انتخاب شدند. سپس از هر دو گروه پیش آزمون(آزمون پیشرفت تحصیلی و مقیاس مهارتهای اجتماعی) به عمل آمد و بعد از اجرای روش تدریس مشارکتی برای گروه آزمایش روش تدریس سنتی برای گروه کنترل به مدت شش هفته آموزشی، پس آزمون نیز از هر دو گروه به عمل آمد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که روش تدریس مشارکتی نسبت به روش سنتی هم در پیشرفت تحصیلی و هم در مهارت اجتماعی تاثیری معنی دار دارد. همچنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین دو گروه دانش آموزان دختر و پسر در متغیرهای پیشرفت تحصیلی و مهارتهای اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد به طوریکه در پیشرفت تحصیلی به نفع دختران و در مهارتهای اجتماعی به نفع پسران می باشد. همچنین نتایج آزمون t نشان داد که بین بین دو گروه دانش آموزان دختر و پسر به شیوه تدریس سنتی در متغیر پیشرفت تحصیلی تفاوت معناداری وجود ندارد ولی در متغیر مهارتهای اجتماعی تفاوت معناداری به نفع دختران وجود دارد.
کد نوشتار : 159860