امروزه علم به قدرت و توانایی احساسات و هیجانات در زندگی انسان پی برده است و در حال کشف و تبیین جایگاه آن در فعالیت‌ها و رفتارهای انسان می‌باشد. در سالیان اخیر، مطالعات به تدریج از هوش منطقی به سمت هوش هیجانی سوق یافته است. به همین ترتیب, از دهه‌ی 90 میلادی نیز این مفهوم در ادبیات تحقیقی مدیریت نیز استفاده شده است. تحقیقات متعددی نشان داده که مدیران باهوش هیجانی بالا، مدیران و رهبران موثری هستند که اهداف را با حداکثر بهره‌وری و با کسب رضایت و تعهد کارکنان محقق می‌کنند. از این رو در این تحقیق, به طراحی و اجرای مدل رابطه‌ی هوش هیجانی مدیران-رضایت شغلی کارکنانشان و نیز مدل هوش هیجانی-رضایت شغلی کارکنان پرداخته شد. از این رو از بین مدل‌های مختلف هوش هیجانی، مدل بارآن که یکی از قوی‌ترین و پرکاربردترین مدل‌ها و از بین ابزارهای سنجش رضایت شغلی ، ابزار JDI انتخاب گردید. سپس توسط این ابزارها داده‌ها جمع آوری شده و مدل‌ها اجرا شدند. نتایج و شاخص های برازش نامناسب بودن مدل ها را نشان دادند. برای اصلاح مدل هوش هیجانی مدیران-رضایت شغلی کارکنانشان, بین عوامل مدیریت تنش, روابط میان فردی و روابط درون فردی از عوامل هوش هیجانی و به همین ترتیب بین عوامل ماهیت کار, علاقمندی به کار و همکاران از عوامل رضایت شغلی روابط دوسویه برقرار شد. میزان مدل به 42/0 افزایش یافته و شاخص ها, نیز برازش مدل را نشان داد. برای اصلاح مدل هوش هیجانی-رضایت شغلی کارکنان, بین عوامل سازگاری با مدیریت تنش, خلق عمومی با روابط درون فردی از عوامل هوش هیجانی و بین عوامل ماهیت کار و ترفیع با حقوق, سرپرستی با ترفیع و در نهایت بین علاقمندی به کار و ماهیت کار از عوامل رضایت شغلی روابط دوسویه برقرار شد. میزان مدل به 51/0 افزایش یافت و شاخص های برازش مدل هم بیانگر مناسب بودن مدل است. تحقیق نشان داد که فرضیات اصلی درست هستند یعنی هوش هیجانی مدیران بر رضایت شغلی کارکنان و هوش هیجانی بر رضایت شغلی کارکنان موثر هستند.