راحتی حرارتی منسوجات بسیار حائز اهمیت می‌باشد. به منظور ایجاد تطابق حرارتی کاربرد میکروکپسول‌های حاوی مواد تغییرفاز دهنده در حال پیشرفت است. در نساجی معمولاً از پارافین واکس‌ها بدین منظور استفاده می‌شود. اما مواد تغییرفازدهنده شیمیایی که قابلیت برقراری پیوند با الیاف را داشته باشند نیز مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین باید پروسه خاصیدارند که به روش دیگری روی منسوجات عمل می‌شوند و لازم است به منظور پایداری تکمیل مورد نظر، روی الیاف دارای ثبات باشند. بنابراین باید پروسه خاصی برای آنها در نظر گرفته شود تا به صورت نامحلول روی پارچه قرار گیرند. در حالیکه چسبندگی خوبی بین ماده تغییرفازدهنده و الیافی چون پنبه و پلی‌استر وجود دارد، پیوند آن با پشم ضعیف بوده و از بین نخ‌ها بیرون ریخته می‌شود. بنابراین در این پروژه اثر تغییر انرژی سطحی و بار سطحی الیاف پشم بر خواص تطبیق‌پذیری حرارتی پارچه‌های پشم مورد مطالعه قرار گرفت. پارچه خام، فلئورینه شده و پارچه‌ای که تحت عملیات Chlorine-Hercosett قرار گرفته، به منظور حصول پیوند بیشتر و خواص ثباتی مطلوب مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهند که اصلاح سطحی به منظور ایجاد چسبندگی و پیوند مقدار بیشتر ماده، فعالیت حرارتی را افزایش داده و ثبات بهتری ایجاد می‌کند. آنالیزهای DSC و تصاویر SEM، نشان می‌دهند که فلئورینه کردن نتایج بهتری نسبت به عملیات Chlorine-Hercosett دارد. همچنین با اندازه‌گیری میزان نفوذپذیری هوا، استحکام و ثبات شستشویی و سایشی نیز نتایج ارزیابی گردید. الیاف نوظهور پلی‌لاکتیک‌اسید دارای نقطه ذوب پایینی هستند و انجام عملیات تکمیل روی این الیاف به واسطه حساسیت آنها به دمای بالا محدود می‌باشد. بنابراین روشی جدید برای تکمیل این پارچه‌ها مورد نیاز است. در این پروژه ایجاد تطابق حرارتی و شرایط متفاوت کاربرد برای این الیاف تحقیق شد. در مقایسه با الیاف پلی‌اتیلن‌ترفتالات، این لیف با داشتن گروه‌های عاملی بیشتر جذب مواد بیشتری داشته و فعالیت حرارتی و خواص ثباتی بهتری دارد. طی این مقایسه مشخص گردید که فعالیت حرارتی وابسته به مقدار ماده روی کالا می‌باشد. علاوه بر اینها بهبود خواص آنتی‌استاتیک هر دو نوع پارچه با کاربرد مقدار کمی از این ماده مشاهده گردید. این ماده باعث افزایش جذب رطوبت می‌گردد. پارچه‌های سه بعدی اسپیسر با پتانسیل کاربردی بالا در صنایع نساجی، می‌توانند به صورت موفقیت‌آمیزی با مواد تغییرفازدهنده تکمیل شده و قابلیت تطبیق‌پذیری حرارتی در آنها ایجاد گردد. اما خصوصیات پارچه وابسته به انتخاب روش تکمیل است. بنابراین روش انتخابی لازم است کم‌ترین اثر را بر خواص زیردست پارچه داشته باشد. در این پارچه‌ها ساختار سه بعدی به عنوان حمل کننده ماده مؤثر است. درحالیکه اندازه‌گیری خواص حرارتی و بررسی میزان فعالیت حرارتی کار مشکلی است، روشی ساده و کاربردی با استفاده از صفحه داغ ارائه گردید که در صورت تحقیق بیشتر پتانسیل لازم جهت بررسی اثر ماده تغییرفازدهنده را دارا می‌باشد.