هدف از بررسی حاضر که به روش مقطعی و از نوع توصیفی و تحلیلی می‌باشد، مقایسه وضع تغذیه کودکان 35-24 ماهه تحت پوشش مرکز بهداشتی درمانی شهید باقدرت جوپاری (حاشیه شهر کرمان) بین مقطع زمانی پیش با پس اجرای برنامه مداخله‌ای آموزش تغذیه و شناخت برخی عوامل موثر بر آن می‌باشد. در سال 1376 به منظور پی بردن به هثر دو سال آموزش تغذیه داده شده به مادران، تعداد 124 کودک 35-24 ماهه‌ای که بیش از یکسال در آن منطقه سکونت داشتند انتخاب و وضع تغذیه آنها با 60 کودک همین گروه سنی که بطور تصادفی در بررسی جامع وضع تغذیه در سال 1373 انتخاب شده بودند مقایسه گردید. اطلاعات اقتصادی و اجتماعی خانوارها توسط پرسشنامه و وضع تغذیه از طریق نماگرهای تن‌سنجی برای سن، قد برای سن و وزن برای قد و مقایسه آنها با جمعیت بازبرد تعیین گردید.در این بررسی مرز کمتر از -2 انحراف معیار از جامعه بازبرد به عنوان مرز سوء‌تغذیه در نظر گرفته شد. نتایج بدست آمده بشرح زیر است: 1- آزمون کای دو بین وضع تغذیه گذشته کودکان مورد مطالعه با مقطع زمانی بررسی وابستگی آماری معنی‌داری را نشان داد (‏‎(P<./.3‎‏. همچنین با آزمون ‏‎Z‎‏ دو دامنه اختلاف بین درصد کودکان مبتلا به سوء‌تغذیه گذشته در دو مقطع معنی‌دار شد. 2-بین مقاطع زمانی مورد مطالعه با متغییر‌های درآمد سرانه خانوار ‏‎(P<./...1)‎‏ و فاصله تولد با کودک قبلی ‏‎)p<./.2)‎‏ ، مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر ‏‎(P<./.1)‎‏ و سن آغاز خوراکیها ‏‎(P<./.25)‎‏، تریب وارد نمودن غذای کمکی ‏‎(P<./.1)‎‏ و ابتلا کودک به اسهال در دو هفته گذشته ‏‎(P<./.5)‎‏ وابستگی آماری معنی‌داری وجود داشت.3- بین مقاطع زمانی از نظر میانگین درآمد سرانه خانوار ‏‎(P<./...1)‎‏، مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر ‏‎P<./.5)‎‏) و سنی که شیر غذای اصلی کودک بود‏‎(P<./.1)‎‏ اختلاف آماری معنی‌دار وجود داشت. 4- آزمون منتل هترل با 95% اطمینان نشان داد که پس از ثابت نگه داشتن متغییر‌های درآمد سرانه خانوارو وزن هنگام تولد و کنترل اثر آنها بین وضع تغذیه زمان حال، گذشته و مجموع زمان حال و گذشته کودکان با مداخله انجام شده ارتباط معنی داری وجود ندارد. 5- کل کودکان مورد مطالعه در دو مقطع زمانی از نظر نمایه وزن برای سن با سواد مادر ‏‎(P<./.5)‎‏، نمایه قد برای سن با سواد مادر ‏‎(P<./..6)‎‏ و با درآمد سرانه خانوار(P<./.5)، و نمایه وزن برای قد با سواد مادر و وزن هنگام تولد ‏‎(P<./..5)‎‏ وابستگی داشتند. با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت: الف) در مقطع پس از مداخله درصد کودکانی که واپس ماندگی رشد داشتند نسبت به مقطع پیش از مداخله کاهش داشت. ب) با توجه به وابستگی مقطع زمانی مورد بررسی با متغیرهای مستقل درآمد سرانه خانوار، فاصله تولد کودک با کودک قبلی، مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر، سن آغاز خوراکیاری، ترتیب وارد نمودن غذای کمکی و ابتلا کودک به اسهال در دو هفته گذشته و همچنین، اختلاف معنی‌دار بین میانگین‌های درآمد سرانه خانوار، مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر و سنی که شیر غذای اصلی بود بین دو مقطع زمانی، انتظار می‌رود که هر یک از این متغییرها بعنوان عامل مخدوش کننده در تعیین اثر آموزش انجام شده بر روی وضع تغذیه نقش داشته باشند. ج) وزن هنگام تولد و سواد مادر مهمترین عوامل موثر بر وضع تغذیه زمان حال کودکان و سواد مادر و مداخله انجام شده مهمترین عوامل موثر بر وضع تغذیه زمان گذشته بوند.
کد نوشتار : 50234