توسعه فرهنگ دینی جامعه و قوام آن بعنوان زیربنا، مستلزم توجه به کیفیت آموزش دینی در نظام رسمی تعلیم و تربیت است. اگرچه تعلیم و تربیت آدمی یکسره و تماما وابسته به آموزش و پرورش رسی نیست، اما باید اذعان نمود که رجیان تعلیم و تربیت از طریق نهادهای رسمی، یکی از مهمترین منظم ترین و شاید هدفمندترین بخش تعلیم و تربیت آدمی است که تاثیر آن را به گونه ای همه جانبه می توان در تمام ابعاد فیزیکی، عقلانی، عاطفی، مذهبی و اخلاقی فرد برای دست یابی به انسان کامل مورد بحث و توجه قرار داد.پژوهش های متعددی ناکارآمدی برنامه درسی بینش اسلامی در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران را آشکار ساخته اند. یافته های این پژوهش ها نشان می دهند که به دلیل حاکمیت رویکرد سنتی موضوع محور و عدم استفاده از روشهای فعال و پویا در ارائه درس از یک سو و عدم همخوانی تعلیم و تربیت خصوصا تربیت دینی با نیازهای فردی و فطری مخاطبان از سوی دیگر، موجب گردید تا درس دینی از خسته کننده ترین درسها برای داش آموزان باشد بر همین اساس، شواهد پژوهشی دیگر حاکی از آن است که فراگیری درس بینش اسلامی نه تنها موجب پیدایش نگرشثیبت نسبت به این درس نشده بلکه در دانش آموزان نگرش منفی نسبت به درس ایجاد کرده است. ضمن آنکه این امر موجب ایجاد و تقویت تلقی عدم ارتباط آموخته های دینی با زندگی واقعی از منظر آنان شده است. بدین ترتیب برنامه های تربیت دینی موجود در تحقق اهداف تعیین شده در زمینه تربیت نسل جدید از کارآیی لازم و کافی برخوردار نیست.با عنایت به وضعیت فوق رساله حاضر در جهت بهبود کیفیت، کارآیی و اثربخشی برنامه درسی رسمی دینی، به تبیین یک الگوی برنامه درسی مطلوب دینی برای دوره متوسط پرداخته است تا به عنوان یک چارچوب نظری، راهنمای برنامه ریزان درس دینی واقع شود. این الگو بر پایه مبانی نظری شامل مباحث برنامه درسی (توجه به الگوی مختلف برنامه درسی، نیازسنجی، تلفیق و برنامه درسی پوچ در جریان یادگیری پایدار)، مباحث تاریخی (توجه به آرا مربیان تربیتی، سیر قطور برنامه درسی دینی و دو تمدن دینی اسلام و مسیحیت قرون وسطی)، مباحث روانشناختی (شناسایی ویژگیهای عمومی و نوعی انسان در مقاطع مختلف رشد)، مباحث معرفت دینی (عرصه های مختلف دین در قلمروهای چهارگانه خود، خدا، جهان و همنوع) و مباحث تطبیقی (توجه به الگوهای آموزش دینی در کشورهای مختلف) شکل یافته است. بر اساس آن اصول حاکم بر برنامه درسی، اهداف غایی و ارکان (شامل رکن تلفیقی، رکن تجویزی و رکن غیرتجویزی) برنامه درسی در الگوی مطلوب تشریع وتبیین شده است. پس از طراحی الگو و اعتبار بخشی آن از طریق مصاحبه با استادان و صاحب نظران برنامه درسی دینی، این الگو با سه رویکرد متداول آموزش دینی در جهان مورد مقایسه و برررسی قرار گرفته است. در پایان الگوی پیشنهادی با برنامه درسی رسمی دینی (موجود) مقایسه گردید. نتایج حاصل بیانگر آن است که برنامه ریزی منسجم و منظیم در زیمنه برناه درسی دینی وجود ندارد. لذا مجموعه ای از پیشنهادهای اصلاحی برای بهبود نظام برنامه درسی دینی در کشور ارائه گردیده است. همچنین این الگوی با برنامه درسی جدید دینی که در مرحله آزمایشی برای سال اول متوسطه می باشد، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. شواهد مبیین آن است که علی رغم وجود هماهنگی های نسبی در بعضی زمینه ها، برنامه درسی جدید دینی اصلاح و بازنگری نظامندی را می طلبد.
کد نوشتار : 39937