در این مطالعه کاربرد و اهمیت مدلهای اقتصاد سنجی توبیت و روش دو مرحله ای همکن در تعیین عوامل موثر بر کشت چغندرقند و تفکیک این عوامل به دو گروه عوامل تاثیر گذار بر تصمیم زراعین به کشت این محصول و عوامل تعیین کننده میزان سطح زیر کشت در استان خراسان نشان داده شده است. به علاوه نتایج حاصل از این مدلها با نتایج مدل رگرسیون مبتنی بر حداقل مربعات معمولی و متکی بر نمونه چغندر کاران مقایسه گردیده است تا اریب بودن پارامتر های برآورد شده مدل اخیر به دلیل حذف تولید کنندگان بالقوه از نمونه آماری و عدم تفکیک عوامل به دو گروه فوق الذکر نشان داده شود. نتایج این مطالعه گویای این واقعیت است که عوامل موثر بر تصمیم گیری زراعین به کشت محصول جغندرقند با عوامل موثر بر میزان سطح زیر کشت این محصول یکسان نیستند. لذا استفاده از مدلهای اقتصاد سنجی همچون مدل همکن که وجود این تمایز را بحسای می آورد، ضروری می باشد. علاوه بر این نتایج بدست آمده موید اریب بودن ضرایب حاصل از مدل رگرسیون مبتنی بر ‏‎OLS‎‏ می باشد به گونه ای که استفاده از این پارامتر ها می تواند منجر به توصیه های نادرست سیاستگزاری گردد.
کد نوشتار : 69786