تشکیل نظام عدالت کیفری، مبتنی بر این پیش فرض است که هر فردی باید بینش خاص خود را درباره اعمال خود هم چون خوب و بد، زشت و زیبا، عدالت و ظلم کناره نهاده و به گونه‌ای عمل کند که مغیر با مقررات جزایی جامعه خود نباشد و گرنه، ممکن است مشمول کیفرهای قانونی قرار بگیرد. در این پایان‌نامه، نگارنده به بررسی آرای پاره‌ای از فیلسوفان غربی و اسلامی، درباره "مبانی عدال جزایی" پرداخته و به نتایج ذیل رسیده است : -1 اعمال کیفر قانونی بر مقصر به این معنا است که جرم فعلی بد، زشت ناعادلانه است و کیفر عملی خوب ، زیبا و عادلانه، برخی از فیلسوفان، منشا حسن کیفرها و مشروطیت اعمال آنها را اراده و خواست الهی، برخی دیگر آن را قواعد طبیعی یا اخلاقی، و بعضی دیگر نیز قرارداد اجتماعی و قواعد علمی و تجربی دانسته‌اند. -2 در هر نظام کیفری، مجازات‌ها، براساس مقاصد قانون‌گذاران معین می‌شوند، در این باره نیز نظریات یک سانی ابراز نشده است ، مهم‌ترین آنها عبارتند از: تلاقی، محرومیت از حقوق، پیش‌گیری و ارعاب ، اصلاح، بازپروری و درمان، ارضای مجنی علیه و جبران خسارت‌های او. -3 همه نظریات فوق براساس یک سلسله پیش فرض‌ها ابراز شده است ، طبق همین پیش فرض‌ها است که می‌توان از داده‌های فلسفی، علمی تجربی، دینی، تاریخی، عرف ، عادات ، اعتقادات ، در تدوین و تنظیم قوانین جزایی استفاده کرد. -4 چون هر نظریه‌ای درباره مبانی کیفرها، به این پیش فرض‌ها وابستگی دارد، طبعا در صورت اتفاق نظرگاه‌ها، قوانین جزائی، ثابت و کلی خواهند شد، بنابراین نظریه نسبیت قوانین جزایی به طور مطلق قابل قبول نیست . -5 در حقوق جزای اسلامی، مبنای کیفر، اراده الهی است ، اما حکمت خداوندی، مقتضی تشریع مجازات‌ها بر طبق عدالت است ، معیار این عدالت مصالح و مفاسد واقعی انسان است . -6 انسان از یک سلسله حقوق ثابت و غیرقابل تغییری برخوردار است که در جهان‌بینی اسلامی، حیات فردی و اجتماعی به حفظ همین حقوق وابسته است ، به همین دلیل هم، ما آنها را ارزش‌های ثابت انسانی می‌نامیم که عبارتند از: جان، مال، عقل، نسل و دین. این ارزش‌ها، فلسفه مجازات‌های اسلامی را مشخص می‌کنند و فقیهان اسلامی با تعیین اهداف مجازات‌ها، کیفرهای اسلامی را در قانون مقرر می‌دارند. این اهداف عبارتند از: اصلاح، تلافی، ارعاب ، ارضای مجنی علیه، جبران خسارت‌های او.
کد نوشتار : 27182